نقش روسیه در کودتای 28 مرداد 1332 چه بود ؟

علی ودایع ( باشگاه اندیشه ) - فردا سالروز کودتای 28 مرداد 32 است ؛ برگی ننگین از تاریخ معاصر ایران و چنگ اندازی بیگانگان به ایران ، همواره این روز یادآور دخالت آمریکا و بریتانیا در امور داخلی ایران بوده است اما روز 28 مرداد یک برگه مغفول دارد و آنهم دخالت شوروی در کودتای 28 مرداد است. در سندها، کمترین اشاره ای به نقش اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی - روسیه - نیست. تنها به اتهاماتی اشاره شده است که رادیو مسکو به امریکا وارد کرده است. ﺁیا پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، کرملین اسناد مربوط به ایران، از جمله نقش روسیه در کودتای 28 مرداد 1332 را انتشار داده است؟ برخی مطالعات انجام گرفته اند حاکی از رضایت خاطر ﺁن رژیم از کودتا است.

برای ﺁنکه تصور دقیقی از اندازه فعل پذیری شوروی سابق بدست ﺁوریم، یادﺁور می شویم که امپراطوری روسیه با ایران مرز مشترک داشت. اما در برابر کودتا هیچگونه واکنشی بروز نداد.

1 - با روی کار ﺁمدن حکومت نهضت ملی ایران، دولت شوروی دست به فرهنگ ایرانی زدائی در ﺁسیای میانه زد (ﺁلکساندر ﺁدلر شوروی شناس در فیلم مستند پیرامون نهضت ملی شدن صنعت نفت و مصدق و حکومت او)

2 - چرا روسیه واکنش کارپذیرانه ای ابراز کرد؟

پاسخ ایدن، وزیر امورخارجه و سپس نخست وزیر انگلستان و از سازمان دهندگان کودتا، در خاطرات خود، این است: ما به روسها هشدار دادیم: بدون نفت، حیات غرب غیر ممکن است و اگر از روسیه شوروی عملی در جهت مخالف غرب سرزند، انگلستان وارد جنگ خواهد شد. روسیه این اخطار را جدی گرفت و وقتی اختلالات رخ نمودند، حرکاتشان ﺁشکارا محتاطانه بود (صفحه 358 The memoirs of Sir Anthony Eden full Circle)

3 - مورخ الدوله سپهر رابط زاهدی با سفارت روسیه شوروی ، در منزل محمد علی کشاورز صدر، سخنگوی وقت جبهه ملی، با حضور ابوالحسن بنی صدر علت سکوت روسیه در کودتای 28 مرداد را اینسان توضیح داد: زاهدی به من مأموریت داد نزد سفیر روسیه بروم و به او بگویم: هرگاه حزب توده خود را وارد ماجرا نکند، من قول می دهم در ایران، به امریکا پایگاه نظامی ندهم و ایران وارد پیمان نظامی نشود. اما اگر حزب توده وارد عمل شود، غیر از سرکوب بیرحمانه، به امریکا پایگاه نظامی می دهیم و وارد پیمان نظامی هم می شویم.

4 - روسیه شوروی با سیاست موازنه منفی دکتر مصدق از زمان مجلس چهاردهم شورای ملی موافق نبود. چنانکه دکتر مصدق طرحی را به تصویب مجلس گذراند که هیچ نخست وزیر و وزیر و اشخاصی که کفالت از مقام ﺁنها یا معاونت می کنند نمی توانند راجع به نفت با هیچیک از نمایندگان رسمی و غیر رسمی دول مجاور و غیر مجاور و یا نمایندگان شرکتهای نفت و هرکس غیر از اینها مذاکراتی که اثر قانونی دارد، بکند و یا این که قراردادی امضاء نماید . سفیر روسیه این اقدام مصدق را دشمنی با روسیه تلقی کرد و مصدق در پاسخ پیام او، نامه ای به او نوشت: راجع به نفت شمال ایران که ابتکار پارلمانی این جانب موجب بدبینی و دلتنگی مأمورین اتحاد جماهیر شوروی گردید و حتی رادیو مسکو اسناداتی به اینجانب داد که استحقاق ﺁن را ندارم، لازم است عرض کنم که به دلایل تاریخی و تجربیات تلخی که از امتیازات داریم، موکلین من اصولا با هرگونه امتیازی که راجع به منابع ثروت مملکت به داوطلبان غیر ایرانی در قلمرو ایران داده شود، خوش بین نیستند... بی شک می توان ادعا کرد که کودتای 28 مرداد با چراغ سبز مسکو و حتی همراهی سیاست مداران روس به وقوع پیوست.

5 - در همان زمان در خواست امتیاز نفت از سوی روسها حزب توده را وادارکرد بدون هیچ توجیه واقعی، با عناوینی از این نوع چگونه باید امتیازات را در مقابل حصول بیشترین منافع برای کشور اعطا کرد، تا آنجا پیش رفت که برای تجدید مذاکرات مربوط به امتیاز نفت، نه تنها به روسها، بلکه همچنین به انگلیسها و آمریکائیان، دلیل برهان تراشید. مطبوعات حزب توده که سر سپرده و مبلغ روسیه شوروی بودند، در هنگام آغاز مبارزات ملت ایران برای استیفای و مطالبات حقوق خود از شرکت نفت شعار ملی و ملی کردن را خیانت شمرده و آن را محکوم کردند.

6 - اما درباره مطالبات ایران از شوروی باید بدانیم: پس از ورود ارتش های شوروی و انگلستان به ایران در سال 1320 طبق قرارداد دوستی و همکاری که بین ایران و متفقین به امضاء رسید، دولت ایران تعهد کرد که برای هزینه های ریالی متفقین در ایران مقادیری اسکناس در اختیار آنها قرار دهد. بدین منظور در اسفند ماه 1321 موافقت نامه ای بین بانک ملی ایران و نمایندگان شوروی در تهران امضا شد که بر اساس آن دولت شوروی تعهد کرد در مقابل ریالهای در یافتی، 40 در صد ارز تضمین شده به طلا(دلار آمریکائی) و 60 در صد شمش طلا، به بانک ملی ایران تحویل دهد.

پس از پایان جنگ وخروج نیروهای شوروی از ایران، بانک ملی بابت ریالی که در اختیار دولت شوروی قرار داده بود، مبلغ 20 میلیون دلار(12میلیون دلار بابت 60 در صد شمش طلا و 8 میلیون دلار بابت 40 در صد دلار آمریکایی) از بانک دولتی اتحاد جماهیر شوروی بستانکار شد. وزن خالص 60 در صد طلای مزبور، دقیقاً یازده میلیون و یکصد و نود و شش هزار و هفتاد گرم و سی سانتی گرم بود. بانک ملی ایران در آخر هر سال رقم را در بیلاان محاسبات خود منظور می کرد و از طریق وزارت امور خارجه برای بانک دولتی مسکو ارسال می کرد و بانک مسکو آن را تائید می کرد(تلگراف مورخ 26 مارس 1946 بانک دولتی اتحاد جماهیر شوروی). علاوه بر این، دولت ایران از دولت شوروی مطالبات دیگری نیز داشت که خلاصه آن بشرح زیر بود:

- بابت حقوق گمرکی کالاهایی که دولت اتحاد شوروی به ایران وارد یا از ایران خارج کرده بود به مبلغ پنجاه میلیون تومان.

- بابت فروش اسلحه و مهمات کارخانجات تسلیحات ارتش ایران، معادل پنجاه میلیون تومان.

- بابت حمل شش میلیون تن وسایل نظامی از بندر شاهپور به بندر شاه به مبلغ هشت میلیون دلار.

این مطالبات را به حکومت مصدق بازپس ندادندوبه حکومت کودتا دادند. به قول مهندس زیرک زاده: در صورتی که می بینیم حتی با اولین دولت بعد از کودتای 28 مرداد، دوستانه رفتار کردند و اختلافات بین دولتین روسیه و ایران را که در زمان نخست وزیری دکتر مصدق حاضر به رفع ﺁن نبودند، به سرعت با حکومت زاهدی حل و فصل کردند.

7 - شوروی ها قطره ای نفت بلوکه ایران را-علی رغم تخفیفی تا 50 در صد - نخریدند. نه خودشان خریدند و نه گذاشتند سایر کشورهای بلوک شرق بخرند... و زمانی که ژاپن داوطلب خرید نفت ملی شده، با 30 در صد تخفیف شده بود، شوروی ها در اتحاد با انگلیسی ها و اجرای کامل حصر اقتصادی ایران، به ژاپن پیشنهادی با همان30 در صد تخیف دادند تا ایران ناکام بماند و ماند. شوروی برای معامله فروش 500 هزار تن نفت، یک هیئت اقتصادی و مالی به ژاپن اعزام کرد. این مقدار نفت پس از پایان جنگ کره، وسیله روس ها از حوزه نفتی ساخالین برای فروش آزاد شده بود که شوروی آن را با 30 در صد تخفیف به ژاپن پیشنهاد کرد

نویسنده کتاب(ارسلان پوریا) کارنامه مصدق و حزب توده که او مانند همه توده ای ها یک عمر با پرسش چرا شوروی از ایران نفت نخرید روبرو بود، در صفحه 361 چنین روایت می کند: برای آنکه از گمان بیرون آیم پرسش را با همه راستاهای آن در نامه ای همراه دفتر دوم این کارنامه نزد مصدق که در احمد آباد بازداشت بود، فرستادم و پرسیدم که شما خواهان فروش نفت به شوروی نبودید یا آنها نخریدند؟ مصدق در23 بهمن 1342 از احمد آباد پاسخ نامه را به مهر بنوشت که بخش وابسته آن را می آوریم:...مرقوم فرموده اید که می گویند اینجانب صلاح نمی دانستم با دولت اتحاد جماهیر شوروی معامله فروش نفت بشود، عرض می کنم که خلاف محض است. آرزویم این بود که آن دولت از ایران خرید نفت کند و ما را در مبارزه که مملکت از فروش نفت عایداتی نداشت و مخارج دستگاه نفت هم تحمیل بودجه مملکت شده بود یاری نماید. چنانچه دولت اتحاد شوروی نفت از ما می خرید، شرکت های بیگانه و بی وجدان ده می برند و یک میدهند، هرگز نمی توانستند دست بریده ای را که ملت ایران با آن همه فداکاری و از خود گذشتگی بجای خود نصب کرده بود باز از جا بر کنندو ملت ایران را مقطوع الید نمایند و بهترین دلیل مخالفت افراد حزب توده با ملی شدن صنعت نفت بود که در آن زمان همه دیدند و شنیدند.

8 - چند روز قبل از سفر مصدق به لاهه، یعنی اول خرداد 1331 دولت شوروی یک یادداشت اعتراض آمیز در رابطه با قرارداد و استخدام مستشاران نظامی برای دولت ایران فرستاد. این اعتراض تنها برای تضعیف حکومت ملی دکتر مصدق بیش بود.

9 - ماکالونسکی قاضی شوروی بطور اتفاقی مریض می شود و به هنگام رأی گیری در دادگاه غایب بود، این غیبت بدون شک بی ارتباط با سیاست شوروی در ضدیت با حکومت ملی مصدق نبوده است. ولی دادگاه لاهه روز 22 ژویه 1952 مصادف با روز 30 تیر 1331 رأی تاریخی خود را صادر کرد. از چهارده قاضی، نه تن به سود ایران و به عدم صلاحیت دیوان دادگستری بین المللی در رسیدگی به دادخواست انگلیس رأی دادند و عجیب اینکه قاضی انگلسی (لرد آرنولد مک نیر) نیز به نفع ایران رأی داد. مصدق در باره او گفت: هنوز هم مردان با تقوی، که با هیچ قیمتی نمی توان آنها را خرید، وجود دارند. آن قاضی نامدار انگلیسی هم از این گونه مردان است.

10 - سخنان خروشچف در ملاقات با سفیر کبیر ایران، عبدالحسین مسعود انصارى، در اوایل‏شهریور 1338، بازگوى تردید و بى‏تصمیمى است که متعاقب مرگ استالین دامن‏گیر جانشینان‏او شده بود. خروشچف ضمن گله از پیوستن ایران به پیمان بغداد گفت: ما از تیرگى روابط با همه کشورها، بخصوص با همسایگان، گریزانیم. یکى از ایرادات‏ بزرگى که ما به سیاست خارجى استالین وارد مى‏کنیم این است که او نسبت به ترکیه‏رویه خیلى نامعقولى پیش گرفت و گفت دولت شوروى نسبت به بعضى قطعات خاک‏ ترکیه ادعا دارد و حتى حاضر شده بود عهدنامه دوستى با ترکیه را فسخ کند. با این کیفیت ‏ما به ترک‏ها حق مى‏دهیم اگر نسبت به ما بدگمان باشند و ما سعى مى‏کنیم بدگمانى آن‏هارا مرتفع کنیم. ولى ما نسبت به شما بدى نکردیم. اگر روزگارانى ایران و روسیه با هم‏جنگیده‏اند یا فرضاً پطر کبیر گفته باشد که باید خاک روسیه را تا آب‏هاى اقیانوس هند امتداد بدهیم من چه مسؤولیتى دارم که امروز باید جوابده آن اعمال باشم. استالین‏ نسبت به ایران سیاست خوبى نداشت ولى بعد از استالین از ما جز خوبى چه دیده‏اید؟ مگر ما از اعلیحضرت همایونى به بهترین وجهى پذیرایى نکردیم. مقدم شاهنشاه را به‏ خاک‏مان گرامى نداشتیم؟ صمیمانه راجع به مسائل مورد علاقه طرفین با هم صحبت‏ نکردیم؟.. نگاه کنید به نوشته سایه سهمگین سرکوب از محمد علی موحد در مجله بخارا شمارة 29 به نقل از تاریخ معاصر ایران، 12 - زیرک زاده در مقام یافتن علت رفتار روسیه شوروی این جمله را از خاطرات خروشف نقل کرده است: روزی در حضور استالین صحبت از ایران به میان ﺁمد. استالین گفت: ایران را کنار بگذارید (چون) منطقه نفوذ ﺁنگلوساکسون ها است . قول استالین اشاره است به قرارداد یالتا یا تقسیم جهان میان دو طرف شرکت کننده در جنگ بین المللی دوم بر ضد ﺁلمان و ایتالیا و ژاپن.

امروز که پرده ﺁهنین برداشته شده و دولت جماهیر شوروی و مخصوصا جمهوریهای ﺁسیای میانه چهره حقیقی خود را نشان داده اند، بخوبی می بینیم که مصدق با رد کمک حزب توده، چه خدمت بزرگی به ملت ایران کرده است. بر فرض که برخلاف تمام اصول ژئوپلیتیک و سیاستهای جنگ سرد، کمک حزب توده مؤثر واقع شده و دولت دکتر مصدق از خطر کودتا نجات می یافت، از ﺁنجا که سیاست ممالک کمونیستی با حکومت ملی مغایرت اصولی داشت ، بزودی مصدق را برکنار می کردند و یک دیکتاتوری کمونیستی بر ایران حکمفرما می شد و چون ما همسایه دیوار به دیوار شوروی بودیم، به اسم ایرانستان، یکی از جماهیر شوروی می شدیم !

هیچ نظری موجود نیست: